محمد قنبرى

375

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

به دست آورد و آنها را از سركشى و طغيان ، باز داشت . « 1 » فصل سوم . مباحث فلسفى عرفانى 1 . ضرورت وجود عقل مجرّد مباحث فلسفى و عرفانى در كتاب « شرح حديث جنود عقل و جهل » ، موج مىزند . حضرت امام رحمه الله به مناسبت‌هاى مختلف ، وارد اين مباحث شده و از مبانى فلسفى و عرفانى خود ، دفاع نموده است . به عنوان نمونه در آغاز كتاب ، در توضيح اين فقره از روايت كه : « انّ اللَّه خلق العقل و هو أوّل خلق من الروحانيين عن يمين العرش من نوره » مىنويسد كه مقصود از عقل در اينجا ، قوّه عاقله در مقابل قوّه واهمه نيست ؛ بلكه مقصود از عقل كلّى ، عالم كبير است كه باطن و سِرّ و حقيقت عقول جزئيّه است . « 2 » آن گاه در دفاع از آن در مقابل مخالفان ، بويژه محدّثان و اهل ظاهر ، چنين آورده است : انكار آن ، موجب و مستلزم انكار بسيارى از ضروريات عقل و دين است ؛ از قبيل تصوّر اشرف از واجب تعالى در نظام وجود و تحديد واجب جلّت قدرته و تجسيم آن ذات مقدس و راه يافتن جهل و عجز و بخل در آن ساحت قدس و امثال آن . « 3 » حضرت امام رحمه الله معتقد است كه اهل حديث ، بدين جهت كه در علوم حقيقيه توحيد و تجريدْ ممارست ندارند ، از دركِ اين حقايق بلند فلسفى غفلت كرده‌اند و مىفرمايد : آنان كه منكر آن‌اند از بزرگان محدّثين ، ظاهراً مقصود ايشان ، علّامه مجلسى رحمه الله است . توجّه به توالى فاسده و لوازم باطله آن نداشته‌اند ؛ زيرا كه اين ، از لوازم خفيّه‌اى است كه با ممارست در علوم حقيقيه توحيد و تجريد ، ظاهر شود و اهل حديث از آن ، ذاهل و غافل بودند . لهذا ، در دامن قدس و

--> ( 1 ) . همان ، ص 234 . ( 2 ) . همان ، ص 21 . ( 3 ) . همان ، ص 22 .